خیام

رباعی 128 | خورشید به گِل نَهُفت می‌نتوانم

خورشید به گِل نَهُفت می‌نتوانم

و اسرار زمانه گفت می‌نتوانم

از بحر تفکرم برآورد خرد

دُرّی که ز بیم سُفت می‌نتوانم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.