خیام

شعر 22 | آن قصر که بر چرخ همی‌زد پهلو

آن قصر که بر چرخ همی‌زد پهلو

بر درگهِ او شهان نهادندی رو

دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای

بنشسته همی‌گفت که: «کوکو، کوکو؟!»

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.