خیام

شعر 12 | زان کوزهٔ میْ که نیست در وی ضرری

زان کوزهٔ میْ که نیست در وی ضرری

پُر کن قَدَحی بخور، به من دِهْ دگری

زان پیشتر ای پسر که در رَهْگُذری

خاک من و تو کوزه کند کوزه‌گری

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.