خیام

شعر 8 | روزی که نهالِ عمر من کنده ‌شود،

روزی که نهالِ عمر من کنده ‌شود،

و اجزام ز یک‌ دگر پراکنده شود

گر زان‌ که صراحیی کُنند از گِل من،

حالی که ز باده پُر کنی زنده شود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.