خیام

شعر 6 | چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست

چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست

چون هست زِ هر چه هست نُقصان و شکست

انگار که هست، هر چه در عالَم نیست

پندار که نیست، هر چه در عالَم هست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.