خیام

شعر 10 | صبح است، دمی بر می گلرنگ زنیم

صبح است، دمی بر می گلرنگ زنیم

وین شیشهٔ نام و ننگ بر سنگ زنیم

دست از اَمَلِ درازِ خود باز کشیم

در زلفِ دراز و دامنِ چنگ زنیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.