خیام

شعر 22 | زان پیش که نامِ تو ز عالَم برود

زان پیش که نامِ تو ز عالَم برود

مِی خور که چو می به دل رسد غم برود

بُگْشای سرِ زلفِ بُتی بند ز بند

زان پیش که بند‌ بندت از هم برود!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.