دقیقی

شعر 5 | چرخِ گردان نهاده دارد گوش

چرخِ گردان نهاده دارد گوش

تا ملک مر ورا چه فرماید

زُحَل از هیبتش نمی‌داند

که فلک را چگونه پیماید

صورتِ خشمش ار ز هیبتِ خویش

ذرّه‌ای را به دهر بنماید

خاکْ دریا شود، بسوزد آب

بِفْسُرَد نار و برق بشخاید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.