دقیقی

شعر 20 | زان تلخ میی گزین که گرداند

زان تلخ میی گزین که گرداند

نیروش روان تلخ را شیرین

از طلعت او هوا چنان گردد

کز خون تذرو سینه ی شاهین

استاد شهید زنده بایستی

وان شاعر تیره چشم روشن بین

تا شاه مرا مدیح گفتندی

ز الفاظ خوش و معانی رنگین

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.