رفیق اصفهانی

غزل 198 | گرفتم ز نادیدنت خون نگریم

گرفتم ز نادیدنت خون نگریم

چو با دیگری بینمت چون نگریم

از آن ماه بی مهر گریم وگرنه

ز بی مهری دور گردون نگریم

نبینم به روی گلی در گلستان

که بر یاد آن روی گلگون نگریم

نبینم به سروی که بر یاد قدت

به صد حسرت ای سرو موزون نگریم

نباشد شبی نیست روزی که بی تو

به صحرا ننالم به هامون نگریم

به خلوت ز غم گریم و تا رقیبان

ز شادی نخندند، بیرون نگریم

همه کس رفیق از غمش گرید و کس

نگرید که من از وی افزون نگریم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.