رفیق اصفهانی

غزل 212 | من دوستی به غیر برای تو می‌کنم

من دوستی به غیر برای تو می‌کنم

این کار را برای رضای تو می‌کنم

ترسم که حاصلی ندهد جز جفا برت

صبری که بر امید وفای تو می‌کنم

لابد چو مهر از تو نمی‌بینم و وفا

بی‌تابی‌ای که من ز قفای تو می‌کنم؟

سرخوش تو از سماع به بزم و من از برون

دل خوش به استماع صدای تو می‌کنم

دشنام می‌دهی و ندارم به خود گمان

جرمی به غیر اینکه دعای تو می‌کنم

دارد رفیق درد تو بهر تسلی‌اش

گاهی به او بگو که دوای تو می‌کنم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.