رفیق اصفهانی

غزل 232 | بی تو جانا زندگانی چون کنم

بی تو جانا زندگانی چون کنم

زندگی بی یار جانی چون کنم

ای که می دانی فراق یار را

در فراق آنکه دانی چون کنم

شادمانی از غم من چون تو، من

بی غم تو شادمانی چون کنم

در جوانی توبه ی می مشکل است

توبه از می در جوانی چون کنم

صد زبان از بهر درد من کم است

شرح آن با بی زبانی چون کنم

از غمت درد نهان دارم به دل

با چنین درد نهانی چون کنم

راند ناکامم ز پیش خود رفیق

دور از او من کامرانی چون کنم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.