رفیق اصفهانی

غزل 274 | گل خوار بود چو خار بی تو

گل خوار بود چو خار بی تو

باشد چو خزان بهار بی تو

شادی برد از دل و غم آرد

سرو و گل لاله زار بی تو

تو گل به کنار کرده بی ما

ما کرده ز گل کنار بی تو

دست تو به خون ما نگارین

وز خون رخ ما نگار بی تو

تا بی تو چرا نمی دهم جان

هستم ز تو شرمسار بی تو

باشد اگر اختیار با من

مردن کنم اختیار بی تو

چون گل تو عزیز بی رفیقی

چون خار رفیق خوار بی تو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.