رهی معیری

غزل 5 | ندانم کان مه نامهربان، یادم کند یا نه

ندانم کان مه نامهربان، یادم کند یا نه

فریب‌انگیز من، با وعده‌ای شادم کند یا نه

خرابم آنچنان، کز باده هم تسکین نمی‌یابم

لب گرمی شود پیدا، که آبادم کند یا نه

صبا از من پیامی ده، به آن صیاد سنگین دل

که تا گل در چمن باقی است، آزادم کند یا نه

من از یاد عزیزان، یک نفس غافل نیم اما

نمی‌دانم که بعد از این، کسی یادم کند یا نه

رهی، از ناله‌ام خون می‌چکد اما نمی‌دانم

که آن بیدادگر، گوشی به فریادم کند یا نه

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.