ساغر کنگاوری

غزل 94 | ای عاشقان روی تو از قاف تا به قاف

ای عاشقان روی تو از قاف تا به قاف

وی عاکفان کوی تو پیوسته در طواف

تا دیده‌ام فتاد بر آن دیده در جهان

آگه شدم ز حاصل ترکیب نون و کاف

روز نخست با غم عشق تو بسته‌ایم

پیمان بی‌تخلف و پیوند بی‌خلاف

باریک‌تر ز موی بود نکته‌های عشق

حیران در آن میانه دو صد عقل موشکاف

با سیل اشک دیده نیالوده خون دل

بیهوده کس چرا زند از درد عشق لاف

حسرت برد به نافه آن زلف عنبریین

مشکی که آهوی ختنش پرورد به ناف

ایمن مشو فریب نخور از سپهر پیر

قصد هلاک می‌کند این زال حیله‌باف

ماییم در سرای خراباتیان عشق

آن رند فرش‌خواب زمین آسمان لحاف

خمخانه را بگو که به مجلس درآورند

جام و سبو به مستی ما کی دهد کفاف

ساغر بیا به صافی خود بین صفا نگر

دل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.