شعر 79 | برادر امیر نورالله است و دغدغه شاعری دارد اما ناموزونست روزی در حضور بعضی از یار
برادر امیر نورالله است و دغدغه شاعری دارد اما ناموزونست روزی در حضور بعضی از یاران بخواب رفته بود بعد از آنکه از خواب برخاست بی آنکه وضو سازد بنیاد نماز کرد، یاران گفتندش که بی وضو چرا نماز میکنی جواب داد که که وضو ساخته و بخواب رفته بودم . گفتند خواب کردی وضویت باطل شد جوابداد . که خاصیت من اینست که در خواب وضوی من باطل نشود!! مصرع : زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست . و این مطلع درویش دهکی را که سی سال پیش گفته بنام خود میخواند.
میکند پروانه ترک جان و میسوزد از آن
تا نه بیند شمع خود را مجلس آرای کسان
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.