شعر 102 | از سادات نور بخشی است در یزد متوطن بود در شعر نصیبی تخلص میکرد این مطلع از اوست
از سادات نور بخشی است در یزد متوطن بود در شعر نصیبی تخلص میکرد این مطلع از اوست :
وقت رفتن دست چون بر طرف دامن میزند
دامنی باشد که او بر آتش من میزند
و این مطلع از اوست :
ز شوقت پاره سازم جامه تا جان در بدن باشد
لباسی را که نتوان پاره کردن آن کفن باشد
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.