سام میرزا صفوی

شعر 84 | از محتشمان شهر تبریز است و پیوسته با جوانان ساده معاشرت می نمود گویند کثرت اموال

از محتشمان شهر تبریز است و پیوسته با جوانان ساده معاشرت می نمود گویند کثرت اموال او تا بحدی بود که یک نوبت هزار تومان به یکجا به رییس میر یوسف اصفهانی بقرض داده بود در آن ولا رییس مذکور نقد جان بقابض ارواح سپرد و فانی از شنیدن این سخن حیات باقی را وداع گفت این مطلع از اوست :

شب ای همدم که پیش آن پری افسانه میگفتی

چه می شد گر باو حال من دیوانه میگفتی

که را می خواستی کاز مهربانی باز بفریبی

که گه از سوزش شمع و گه از پروانه میگفتی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.