شعر 198 | در شهر شیروان به استیفای شماخی اوقات میگذراند این اشعار زاده ی طبع اوست:
در شهر شیروان به استیفای شماخی اوقات میگذراند این اشعار زاده ی طبع اوست:
ز نکته دهنت مشکلی است در دل من
مگر کند لب لعل تو حل مشکل من
بهر نثار مقدمت ای سرو گلعذار
بر سر گرفت گل طبق لعل آبدار
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.