شعر 272 | او نیز از چپانیان و لونذان آنجا بوده و اوقات بخیاطی میگذرانیده این ابیات از اوست
او نیز از چپانیان و لونذان آنجا بوده و اوقات بخیاطی میگذرانیده این ابیات از اوست :
خدایا، دردمندی ده دل بیرحم خوبانرا
که بیدردان نمیدانند قدر دردمندان را
همچو مجنون ز غم روی جهان افروزی
سر بدیوانگی عشق بر آرم روزی
بنفشه آمد و بوی بهار میآید
ز نو بهار چنین، بوی یار میآید
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.