شعر 293 | مرد فقیر بی تعین بود در خدمت تکلتوخان بود گناهی کرد بعوض آن گوش گرامی را بموجب ا
مرد فقیر بی تعین بود در خدمت تکلتوخان بود گناهی کرد بعوض آن گوش گرامی را بموجب امر صاحبقرانی بریدند و بدین واسطه به شروان رفت و دیگر احوال او معلوم نشد این مطلع از اوست :
با من آن سرو سیم بر چه کند
یار اغیار شد دگر چه کند
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.