سام میرزا صفوی

شعر 309 | مرد بی تعین و فقیر است این مطلع از اوست :

مرد بی تعین و فقیر است این مطلع از اوست :

فریاد که خون شد دل غم پرورم امشب

جان میدهم و نیست کسی بر سرم امشب

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.