شعر 37 | از قریه کن است از قرای ری در باغبانی بی بدل و در شاعری خود را ذوفنون می گیرد اما
از قریه کن است از قرای ری در باغبانی بی بدل و در شاعری خود را ذوفنون می گیرد اما ناموزون بسیار میگوید این مطلع از اوست :
مینا بلب پیاله کج دار و مریز
در وفا داری سگ او غمگساری بوده است
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.