سحاب اصفهانی

غزل 78 | داد چو بر زلف سمن سا شکست

داد چو بر زلف سمن سا شکست

در شکن زلف چو دلها شکست

دل به فغان کرد دل دوست نرم

شیشه ببیند که خارا شکست

خانه ی صبرم شده ویران ز اشک

کشتی ام از موجه ی دریا شکست

یاد دل افتادم و آن چشم مست

مستی اگر شیشه ی صهبا شکست

نقش لب لعل که تا بسته شد

رونق بازار مسیحا شکست

طبع (سحاب) و لب او قدر در

همچو کف خسرو دریا شکست

فتحعلی شاه کز اجلال او

شوکت اسکندر و دارا شکست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.