غزل 141 | لب لعلت چو میل باده کند
لب لعلت چو میل باده کند
نشئه باده را زیاده کند
من سگ کوی دلبری که مرا
به کمند وفا قلاده کند
هر که جز کوی دوست قبله ی اوست
طاعت خویش را اعاده کند
نقش روی تو صفحه ی دل را
ز آرزوی دو کون ساده کند
فارغ از جورت آنکه همچو (سحاب)
جان نثار تو دل نداده کند
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.