سحاب اصفهانی

غزل 178 | گلی کز آتش غیرت گلاب می‌سازد

گلی کز آتش غیرت گلاب می‌سازد

برای آن گل عارض گلاب می‌سازد

به یاد محفل وصلت که می‌کند محکم

سرشک من همه عالم خراب می‌سازد

به کام زهر مکافات خواهدم عمری

دمی ز خویشم اگر کامیاب می‌سازد

مگو که بی‌خودی ما نقاب دیدهٔ ماست

چرا جمال نهان در نقاب می‌سازد

ز بس که تاب ندارد (سحاب) طبع دلم

از آن به سنبل پر پیچ و تاب می‌سازد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.