ابوالحسن فراهانی

غزل 49 | نگویم حال خود از حال من گو بی‌خبر باشد

نگویم حال خود از حال من گو بی‌خبر باشد

به بی‌دردان بیان درد دل درد دگر باشد

به محض این که گفتی خواهمت کشتن، مرا کشتی

دروغ است این که کشتن دیگر و گردن دگر باشد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.