سعیدا

غزل 501 | نفع، آن است که من نافع خود می بینم

نفع، آن است که من نافع خود می بینم

صنعت آن است که من صانع خود می بینم

زلف یا بخت سیه یا مه تابان یا مهر

هر چه رو می دهد از طالع خود می بینم

چون توانم که دگر پیشرو کس باشم

من که خود را تبع تابع خود می بینم

کشت این هستی موهومه که از دیدن باز

خویش را در همه جا مانع خود می بینم

با وجودی که پریشان نظرم می گویند

چون سعیدا همه جا جامع خود می بینم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.