سلطان باهو

غزل 8 | بارها گفتم ترا دل بارها

بارها گفتم ترا دل بارها

گرد این هرگز مگرد این کارها

تو نه ء واقف ز درد دلبران

عشق آسان نیست، مشکل کارها

بوالهوس گر رو بر راهش آورد

می‌خلد در پای‌هایش خارها

جای آسایش ندیدی ای دلا

بالیقین دان شعله‌های نارها

دم زدن در راه عشق یار نیست

پاره شو در راه او صد پارها

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.