غزل 25 | خود پرستی را ندانی ای پسر
خود پرستی را ندانی ای پسر
هان ز کس صوفی تو نشنیدی مگر
سر آن را بر تو واضح میکنم
زود باش از من شنو نیکو نگر
خود پرستی این همه افعال تو
جامه نو پوشیده دستار سر
بنگری بر کتف خود چون پیش پس
این همه فعل بد آرد درد سر
حل بکن این نکته را در جان خویش
گفتهٔ این یار فی الواقع نگر
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.