سلیم تهرانی

غزل 60 | نشد درست به هندوستان شکستهٔ ما

نشد درست به هندوستان شکستهٔ ما

نماز بود در او، کار دست بستهٔ ما

جدا شدیم ز هم‌صحبتان، خوش آن روزی

که بود دستهٔ گل را حسد به دستهٔ ما

به خانه نیست که بتوان نمودنش به طبیب

درون سینه بود همچو میوه خستهٔ ما

فغان که از پی ساغر کشیدن یاران

بساط سبزه بود شیشهٔ شکستهٔ ما

سلیم کاسهٔ چوبین به سوی میکده بر

که تحفه است در آنجا شکسته بستهٔ ما

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.