سلیم تهرانی

غزل 177 | رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است

رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است

رنگین بود آن نقل که از شکر سرخ است

آن لعل که در گوش تو ای زهره جبین است

بر خرمن ما سوختگان اخگر سرخ است

از موج سرشکم چو پر طایر بسمل

مرغان هوا را همه بال و پر سرخ است

از سوختنم دامان آفاق لبالب

چون سوده ی شنجرف ز خاکستر سرخ است

احسان جهان هر چه بود شکوه ندارد

هر زر که برآرند ز آتش، زر سرخ است

پرهیز سلیم از دل افروخته ی ما

دوزخ شرری ز آتش این مجمر سرخ است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.