غزل 377 | قاصد، دیگر به تو کم میرسد
قاصد، دیگر به تو کم میرسد
نامه به مرغان حرم میرسد
هر سخنانی که مرا در دل است
بعضی از آنها به قلم میرسد
در ره شوقت ز پی رهروان
نقش قدم در دو قدم میرسد
ما و سفالین قدح خویشتن
دست که بر ساغر جم میرسد؟
جام می محفل خونیندلان
ز آبلهٔ دست، به هم میرسد
دست شهان چون ز کرم کوته است
دست که دیگر به کرم میرسد؟
دست به یاران نرسد گر سلیم
ما و ترا دست به هم میرسد
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.