سلیم تهرانی

غزل 499 | لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند

لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند

یوسفی، بهر همین نام تو گرگین کرده اند

نه همین نقش ترا در چشم من جا داده اند

در همه چشمی ترا چون خواب شیرین کرده اند

باخبر باش از زبان خود، که دانایان راز

از خموشی حلقه در گوش سخن چین کرده اند

ناخدایان تا که را در آب می رانند باز

کز سفینه بادپای موج را زین کرده اند

از بتان هند بر تحقیق بردم ره سلیم

این سیاهان سرمه در چشم خدابین کرده اند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.