سلیم تهرانی

غزل 507 | چو حسن پرده گشا از پی نظاره شود

چو حسن پرده گشا از پی نظاره شود

ظهور صورت شیرین ز سنگ خاره شود

ز گریه هر نفس ای آفتاب بی تو مرا

چو صبح، چاک گریبان پر از ستاره شود

مرا به حلقه ی زنار، ننگ او افکند

که تار سبحه ی زاهد هزار پاره شود!

ز بس که در پی هر کار من پشیمانی ست

تمام عمر مرا صرف استخاره شود

درین محیط، سلیم از خطر کناره مکن

که همچو موج خطر از تو برکناره شود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.