سلیم تهرانی

غزل 535 | کرشمهٔ تو اگر دست از شراب کشد

کرشمهٔ تو اگر دست از شراب کشد

ز باده، دست و دهن را سبو به آب کشد

تو چون پیاده روی، شاخ گل عنان گیرد

وگر سوار شوی، ماه نو رکاب کشد

به بزم حسن، رخ او کنایهٔ خوبی

به ماه گوید و بر گوش آفتاب کشد

خوش آن حریف که همچون حباب می دایم

به باده دامن آلوده را به آب کشد

سلیم رو به خرابات کن ز راه حرم

چه لازم است کسی این همه عذاب کشد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.