سلیم تهرانی

غزل 550 | دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد

دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد

این نغمه ندانم به چه آهنگ برآورد

آخر هوس خنده ی بیهوده درین باغ

چون غنچه ام از ذوق دل تنگ برآورد

پروانه ام و بایدم از قسمت نایاب

آتش ز پی سوختن از سنگ برآورد

رحمی که ز شوق می وصل تو چو نرگس

در دست مرا جام تهی زنگ برآورد

یک گل چو سلیم از چمن وصل تو چیدم

چون دست حنا بسته کفم رنگ برآورد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.