سلیم تهرانی

غزل 678 | ز شوق وصل چو پروانه در سراغ مسوز

ز شوق وصل چو پروانه در سراغ مسوز

برای سوختن خود عبث دماغ مسوز

غم زمانه مخور، عشق آفت تو بس است

چو آتشی همه تن، لاله وار داغ مسوز

دماغ می کشی امشب ز هر شبت بیش است

به لب بگیر صراحی، دل ایاغ مسوز

وفا ندیده ز خوبان کسی، مکش آزار

دماغ از پی بوی گل چراغ مسوز

سلیم ناله ی بلبل بس است گلشن را

تو لب ز ناله ببند و بساط باغ مسوز

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.