سلیم تهرانی

غزل 775 | بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیم

بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیم

چو صبح، جیب فلک را ز غصه چاک کنیم

بیار باده که در دل اگر غباری هست

چو آب و آینه با روزگار پاک کنیم

سپهر را ز لباس عزا برون آریم

سر بریده ی خورشید را به خاک کنیم

نمی خوریم غم روزگار تا می هست

چه لازم است که خود را ز غم هلاک کنیم

زمانه می کند آن فتنه ای که می خواهد

چه سود ازین که چو گل جیب خویش چاک کنیم

سلیم، فرصتی از روزگار تا داریم

حساب خویش به ایام به که پاک کنیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.