سلیم تهرانی

غزل 783 | آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورم

آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورم

ساغر به طاق ابروی شمشیر می خورم!

از فیض ماهتاب، شرابم حلال شد

می در پیاله می کنم و شیر می خورم

بیهوشی ام ز جلوه ی سبزان گیلک است

در لاهجانم و می کشمیر می خورم

مورم، ولی ز خرمن عشق است دانه ام

چون موریانه جوهر شمشیر می خورم

تا کی سلیم، جور جهان می توان کشید؟

چندین شکنجه من به چه تقصیر می خورم؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.