سلیم تهرانی

غزل 797 | ما به گلزار معانی آب گوهر بسته‌ایم

ما به گلزار معانی آب گوهر بسته‌ایم

رنگ گل‌های سخن را رنگ دیگر بسته‌ایم

دیده را از رشک پوشیدیم، غیرت بین که غیر

با تو خلوت کرده و ما خانه را در بسته‌ایم

مُهر خاموشی به لب داریم تا جان در تن است

ما طلسم شِکوه را بر نام محشر بسته‌ایم

برنمی‌تابد حدیثی کز لب او کرده‌ایم

آب بسیاری به جوی تنگ شکر بسته‌ایم

ناله شرح شعلهٔ شوقم کند با او سلیم

نامهٔ پروانه بر بال سمندر بسته‌ایم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.