سنایی

غزل 397 | ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی

ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی

جانرا به دو شکر ز غم هجر نباتی

آرایش دینی تو و آسایش جانی

انس دل و نور بصر و عین حیاتی

از خوبی خود غیرت خوبان جهانی

وز حسن و ملاحت صنم حور صفاتی

از لطف در الفاظ بشر تحفهٔ وحیی

وز حسن در انفاس ملک وصف صلاتی

اوصاف جمال تو همه کس بنداند

زیرا که تو توقیع رفیع‌الدرجاتی

لولاک لما کنت امینی به حیاتی

والعیش یهنی بک اذانت ثناتی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.