سنایی

رباعی 98 | دل خسته و زار و ناتوانم ز غمت

دل خسته و زار و ناتوانم ز غمت

خونابه ز دیده می‌برانم ز غمت

هر چند به لب رسیده جانم ز غمت

غمگین مانم چو باز مانم ز غمت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.