سنایی

شعر 34 | رهروانی که وصل اوجویند

رهروانی که وصل اوجویند

معتکف جمله بر در اویند

از وجود جهان خبر‌شان نیست

جز غم او غم دگر‌شان نیست

در جهانند و از جهان فارغ

همه با او، زجسم و جان فارع

سرقدم ساخته چو پرگارند

لاجرم صبح و شام در کارند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.