ابوسعید ابوالخیر

رباعی 107 | دردی که ز من جان بستاند اینست

دردی که ز من جان بستاند اینست

عشقی که کسش چاره نداند اینست

چشمی که همیشه خون فشاند اینست

آن شب که به روزم نرساند اینست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.