سیدای نسفی

غزل 348 | نو خط من می کند بر چرخ مینا فام رقص

نو خط من می کند بر چرخ مینا فام رقص

در شب مهتاب خوش باشد به پشت بام رقص

فتنه و آشوب می کردند گرد چشم او

میکشان سازند از شادی به گرد جام رقص

می شوند از خانه بیرون مهوشان در نوخطی

ساقیان شرم گین سازند وقت شام رقص

بر درخت آرزو اهل جهان دل بسته اند

می کنند اطفال زیر میوه های خام رقص

می درآید دل به جست و خیز از پیغام وصل

پاسبانان می کنند از مژده انعام رقص

نیست حرف تلخ را سوداگری غیر از گدا

می کنند اهل طمع از دادن دشنام رقص

سیدا دارد دل از ذوق گرفتاری خبر

بلبل ما می کند در جستجوی دام رقص

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.