ابوسعید ابوالخیر

رباعی 118 | عقرب سر زلف یار و مه پیکر اوست

عقرب سر زلف یار و مه پیکر اوست

با این همه کبر و ناز کاندر سر اوست

شیرین دهنی و شهد در شکّر اوست

فرماندهِ روزگار فرمانبرِ اوست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.