سیدای نسفی

شعر 53 | شسته گر امرد که باشد زیر دستش بحر و بر

شسته گر امرد که باشد زیر دستش بحر و بر

حکم او جاریست چون آب روان در خشک و تر

بهر شستشو شو اگر پا بر لب دریا نهد

کاسه خود را صدف پر سازد از آب گهر

رخت خون آلود خود را بهر شستن تا برم

کرده ام بر دست خود چون گل مهیا مشت زر

خدمتش را بر سر خود می کنم همچون کدنگ

تا دگر او را نباشد حاجت پردازگر

سیدا چون تخته پیش روی او ایستاده ام

از دکان خویشتن هر چند می سازد به در

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.