شاطر عباس صبوحی

غزل 38 | گر ز درم آن مه دو هفته درآید

گر ز درم آن مه دو هفته درآید

بخت جوان، وقت پیریم به سر آید

گر بر غلمان برند صفحهٔ رویش

حور بهشتی چو دیو در نظر آید

پای اگر می‌نهی، به دیدهٔ من نه

سرو خوش است از کنار جوی برآید

تلخ مگو، رخ ترش مکن که از آن لب

هر چه بگویی تو تلخ، چون شکر آید

در سفر عشق نیست غیر خطر هیچ

خوش بودم هرچه زین سفر به سر آید

می‌کشی‌ام گه به سوی کعبه و گه دیر

چند صبوحی پَسِ تو دربه‌در آید؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.