شاه نعمت‌الله ولی

غزل 11 | هر شب چون ماه می‌بینیم ما

هر شب چون ماه می‌بینیم ما

آفتابی می ‌نماید مه لقا

چشم ما از نور او خوش روشن است

دیده‌ایم آئینهٔ گیتی نما

یک زمان با ما در این دریا نشین

عین ما می‌بین به عین ما چو ما

خواجه محبوبست و می‌ گوئی محب

پادشاه است او و می ‌خوانی گدا

از فنا و از بقا آسوده‌ایم

فارغیم از ابتدا و انتها

نعمت الله هیچ می‌دانی که کیست

یادگار انبیا و اولیا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.